وجود امام غایب چه فایده ای دارد؟ مگر نه اینکه امام و رهبر باید حاضر باشد که مردم را ارشاد و راهنمایی کند و آنان را بسوی حق و حقیقت و سعادت و سلامت هدایت کند؟ پیشوای دور از نظر و غایب چگونه میتواند این مهم را انجام دهد؟ وجود حجت و امامی که دوران غیبتش را میگذراند برای پیروان و شیعیان او چه ثمری می تواند داشته باشد و مردم از او چه بهره ای می توانند ببرند؟
سؤالی است که امروزه مطرح می شود گر چه سخن جدیدی نیست و سابقه اش حتی به زمان پیامبر و ائمه علیهم السلام میرسد و آنان نیز پاسخ فرموده اند. در این نوشتار سعی شده است آنچه را که پیشوایان دینی بیان فرموده اند با رعایت اختصار تبیین شود. یکی از اعتقادات شیعه ضرورت وجود امام (ع) در عالم است و اینکه زمین هرگز از حجت خالی نیست خواه آن حجت ظاهر و آشکار باشد خواه پنهان و مخفی و اساساً غرض از آفرینش و هستی آنگاه کاملتر شده که حجتی معصوم به عبادت در بارگاه قرب الهی بپردازد. توضیح مطلب : وقتی فرشتگان به خلقت انسان اعتراض کردند و گفتند : آیا در روی زمین کسی را می آفرینی که فساد و خونریزی به پا کند در حالیکه ما تسبیح گویان و تقدیس کنانیم؟ (1) خداوند متعال علم و آگاهی آدم را نسبت به حقایق جهان به آنان نشان داد و آنها را به حقیقت وجودی حجج الهی و منزلت عظیمشان نزد وی آشنا کرد فهمیدند که تقدیس و تسبیح فرشتگان قابل قیاس با تسبیح و تقدیس اولیاء الهی نیست و از آنجا که این اولیاء از نوع بشرند خلقت این نوع یعنی انسانها ترجیح می یابد. پس وجود این برجستگان فلسفة آفرینش را روشن می کند و فرشتگان سر تسلیم فرود می آورند زیرا می فهمند هیچ عبادتی نمی تواند جایگزین عبادت حجت حق شود. و همین معنی در استمرار و ادامة حیات بشریت نیز قانع کننده است و باید حجت الهی همیشه در جامعه انسانی وجود داشته باشد تا خلقت انسانها همواره معلل به اغراض و غایات باشد. پس اگر نعمت هستی داریم به برکت وجود این بزرگواران است و اگر آنان نبودند ما به وجود نمی آمدیم لذا اولیاء الهی همه در علم و عبادت و هم در اصل هستی اولیاء نعم بشریند.« بکم فتح ا... و بکم یختم و بکم ینزل الغیث و بکم یسمک السماء ان تقع علی الارض الاّ باذنه »(2) خداوند بخاطر شما آفرینش را آغاز کرد و به خاطر شما جهان را پایان می دهد و به خاطر شما باران را فرو می فرستد و به خاطر شما آسمان را از فرو ریختن بر روی زمین نگه میدارد. امام محمدباقر (ع) می فرماید : به خدا سوگند خداوند زمین را از آن هنگام که آدمی را قبض روح فرموده وا نگذاشته مگر آنکه در آن امامی بوده است و مردم به وسیله او به سوی خدا هدایت می شدند و او حجت خدا بر مردم بوده و زمین بدون امامی که حجت خدا بر مردم باشد باقی نمی ماند.(3) علاوه بر این امام معصوم (ع) همانطور که در مرحله اعمال ظاهری هادی و راهنماست ، در مرحله حیات معنوی هم هدایت گر است و حقایق اعمال ما با هدایت او سیر می کند. « و جعلناهم ائمه یهدون با مرنا و اوحینا الیهم فعل الخیرات »(4) مرحوم علامه طباطبایی می فرماید : لذا از اینگونه آیات استفاده می شود که امام علاوه بر ارشاد و هدایت ظاهری دارای یک نوع هدایت و جذبه معنوی است که از سنخ عالم امر و تجرّد می باشد و به وسیله حقیقت و نورانیت و باطن ذاتش در قلوب شایسته مردم تأثیر و تصرف می نماید و آنها را به سوی مرتبه کمال و غایت ایجاد جذب می کند. امام حیات معنوی مردم را تنظیم می کند و حقایق اعمال را به سوی خدا سوق میدهد و غیبت و حضور جسمانی او در این باب تأثیری ندارد و امام از راه باطن به نفوس و ارواح مردم اشراف دارد اگر چه از چشمان جسمانی آنان مستور است.(5) مرحوم خواجه نصیر طوسی در کتاب قیّم « تجریدالاعتقاد » می نویسد : « وجوده لطف و تعرفه لطف آخر و عدمه منا » وجود امام لطف است و تصرفش در امور لطفی دیگر و عدم تصرف او از ناحیه ماست ، از آفتاب اگر دوری شود خورشید مقصر نیست اشکال از مردم است. در روایات زیادی امام غائب به خورشید پشت ابر تشبیه شده است. پیامبر مکرم اسلام (ص) در پاسخ به این سؤال که آیا شیعه در زمان غیبت از وجود قائم بهره ای میبرد؟ فرمود : بلی ، سوگند به پروردگاری که مرا به نبوت برانگیخت در دوران غیبتش از او نفع می برند و از نور ولایتش بهره می گیرند همان طور که از خورشید به هنگام قرار گرفتن پشت ابرها استفاده می کنند.(6) سلیمان اعمش از امام صادق (ع) پرسید چگونه مردم از حجت خدا که غایب باشد استفاده می کنند؟ فرمود همانطور که از آفتاب ، وقتی ابرها آن را پوشانده باشد استفاده می شود.(7) معلوم است که آثار حیات بخش خورشید مختص زمانی نیست که نورش مستقیم بر طبیعت می تابد بلکه تأثیرات فراوانی مثل رویش گیاهان ، تولید انرژی لازم برای حرکت و حیات ، به ثمر نشستن درختان و ... در زمان تابش آفتاب از پس ابرها هم وجود دارد. لذا اشعه معنوی وجود امام (ع) آن زمان که در پشت پرده غیبت پنهان است اثرات و برکاتی دارد که فلسفه وجودی او را آشکار می کند اینک به دو اثر دیگر اشاره می شود: 1 ـ امام (ع) قلب هستی : برای هر پدیده ای در عالم محوری است که ذراتش به دور آن محور در چرخش هستند این حرکت و گردش موجب هستی و بقای آن مجموعه در پرتو هسته مرکزی است. این قانون در سراسر عالم طبیعت از اتم ها تا کهکشانها جریان دارد و استثنایی ندارد. حال آیا در جهان انسانها که اشرف مخلوقات هستند ، هستة مرکزی لازم نیست تا مطاف گردد و انسانها پروانه وار گرد شمع وجودش بچرخند؟ پس باید در جهان بشریت همیشه انسان کاملی باشد تا دیگران به طُفیل وجودش حیات را ادامه دهند ، باید در این منظومه خورشیدی باشد تا از نور او بهره مند شده و کسب فیض کنند. و امروزه قلب عالم امکان و هسته مرکزی جهان هستی وجود مقدس حضرت ولی عصر ارواحناله الفداء و عجل الله تعالی فرجه است که « ببقائه بقیت الدنیا بیمنه رزق الوری و به وجود ثبتت الارض و السماء »(8) دنیا به بقایش باقی است و به یمن او مردم روزی می خورند و به برکت وجودش زمین و آسمان باقی است. امام جعفر صادق (ع) فرمود : اگر زمین بدون امام بماند ساکنان خود را در کامش فرو خواهد برد.(9) 2 ـ وجود امام مایه امید و دلگرمی : همچنانکه وجود فرمانده لشکر و اهتزار پرچم مایه دلگرمی و تلاش بیشتر سربازان در میدان جنگ است و اگر ناگهان خبر کشته شدن فرمانده منتشر شود لشکر روحیه اش از دست رفته و متلاشی خواهد شد ، اعتقاد به اینکه امام (ع) حاضر است هر چند دیده نمی شود از نظر روحی و روانی چراغ امید را در دلها روشن می سازد و انسانها را برای حضور در محضر آن یگانه دوران وادار به خودسازی و تهذیب می کند و آنان را همواره شاداب و سرزنده نگاه میدارد. با اینکه به حسب ظاهر نمی توان زیارتش کرد و به دیدارش نائل گردید اما چه بسیار افرادی که به حضورش مشرف شدند پاسخ سؤالاتشان را شنیدند و چه گرفتارانی که مشکلات مادی و معنوی آنان حل و آسان شد ، چه بیمارانی که شفا گرفتند ، چه درماندگانی که نجات یافتند و چه گمراهانی که هدایت شدند. بار الها در ظهور ولیّت تعجیل فرما و ما را از منتظران قدومش و شاهدان رکابش مقرر فرما. ای غایب از نظر که رخ از ما نهان کنی خود با هزار جلوه وجودت عیان کنی ای آفتاب پرده نشین در سحاب غیب تأثیر نور خویش نهان کی توان کنی؟ دنیا در انتظار قدوم شریف توست پس کی گذر به مجمع دلخستگان کنی؟ ظالم جسور گشته و مظلوم بی پناه کی عدل خویش را به جهان پاسبان کنی؟ پی نوشتها 1) سوره بقره آیه 30 2) فرازهایی از زیارت جامعه کبیره 3) اصول کافی ج 1 ص 178 4) سوره انبا آیه 73 5) شیعه در اسلام ص 271 6) بحارالانوار ج52 ص 93 7) منتخب الاثر ص 271 8) دعای عدیله 9) کمال الدین ج1 ص 201