به رغم گذشت افزون بر دویست سال از تکون فلسفهی دین به صورت یک دانش یا رشتهی مطالعاتی مهم در حوزهی دین، هنوز حتا اصلیترین مسائل آن در هالهیی از ابهام به سر میبرد، و پرسشهای اساسی بسیاری دربارهی این دانش مطرح است که کسی پاسخ درخوری بدانها نداده است. من درصدد هستم، با همکاری جمعی از همکاران علمیام، در قالب طرح تحقیقییی تحت عنوان «اقتراح جهانی دربارهی فلسفهیدین»، در ضمن تماس و مکاتبه با شماری از فیلسوفان دین معاصر که تاکنون قریب به چهارصد تن از آنان شناسایی شدهاند، نظرات آنها را در زمینهی ده مسألهی اساسی فلسفهی دین جویا شوم.
این طرح بسیار مورد استقبال فیلسوفان دین قرار گرفته است، اینک علاقهمندم در صورتی که شما نیز مایل به مشارکت در این حرکت علمی جهانی هستید، پاسخهای خود را به پرسشهای زیر مرقوم داشته، به نشانی بنده (rashad@iict.ir ) ارسال فرمایید.
پس از گردآوری و مطالعهی نظرات، و تحلیل و طبقهبندی آنها، حاصل تحقیق در قالب دو تا سه جلد کتاب مرجع، به همراه رزومهی علمی کسانی که به پرسشهای مطرح شده پاسخ دادهاند، به زبانهای مهم جهان، منتشر خواهد شد.
چند تذکار:
یک ) نظرات رسیده بدون تصرف، عیناً در متن اثر به نام صاحبان آنها درج خواهد شد.
دو) یک دوره از اثر منتشر شده برای هریک از شرکتکنندگان ارسال خواهد شد. سه) در صورت امکان، نسخهیی از این اثر، برای کتابخانههای بزرگ جهان ارسال خواهد شد.
تقاضا میکنم:
1.در حد امکان، پاسخ پرسشها را به تفصیل بنویسید، 2.رزومهی کاملی از خودتان، به همراه پاسخها، برای من ارسال کنید، 3.در صورتی که در قبال نوشتهی خود متقاضی دریافت حقالتحقیق هستید، اعلام فرمایید. فهرست پرسشها:
1. با توجه به اختلافات وسیعی که در تلقی از «فلسفه» و «دین» وجود دارد، آیا ارائهی تعریف واحد و همهپسند از فلسفهی دین ممکن است؟ چگونه؟
2. من فلسفهی دین را با عبارت زیر تعریف میکنم:«دانش مطالعهی فرانگر ـ عقلانی مسائل اساسی دین» (یعنی این علم عهدهدار تحقیق مشرفانه و فیلسوفانهی امهات مباحث دربارهی دین است) آیا شما این عبارت را میپسندید؟ شما دقیقاً با چه عبارتی فلسفهی دین را تعریف میکنید؟
3. با توجه به تفاوتهای بسیاری که در مسائل اساسی، در میان ادیان موجود وجود دارد (تا جایی که هر دینی میتواند موضوعی مستقل و جدا از دین دیگر، برای مطالعهی فلسفی قلمداد شود) آیا «فلسفهی دین واحد و مشترک» ممکن است؟ یا هر دینی دارای فلسفهی خاص خویش است؟
4. آیا روش فلسفهی دین، لاجرم و فقط بروندینی (عقلانی) است، یا میتوان (و بلکه باید) از درون دین، از روش درون دینی نیز در مباحث فلسفهی دین استفاده کرد؟
5. آیا مباحث فلسفهی دین را تماماً معرفت درجهی یک میدانید، یا این که مباحث آن را تماماً یا جزءاً، معرفت درجهی دو میانگارید؟
6. با توجه به اشتراک فراوان میان مباحث فلسفهی دین و کلام جدید، تفاوت یا تفاوتهای میان این دو دانش یا رشته چیست؟
7. چرا به مطالعهی فلسفی دربارهی دین میپردازیم؟ به تعبیر دیگر: از نظر شما غایت اصلی و کارکردهای فرعی فلسفهی دین کدام است؟
8. اگر ادیان با هم (یا هریک مستقلاًٌ) دارای نظام اخلاقی خاص و مستقل، و نیز نظام حقوقی و قانونی خاص و مستقلی باشند، فلسفهی اخلاق دینی یا فلسفهی حقوق دینی نیز جزء فلسفهی دین مشترک (یا فلسفهی دینهای اختصاصی) قلمداد میشود؟
9. به نظر شما مسائلی که مباحث اصلی و مهم فلسفهی دین را تشکیل میدهند، کدامند؟
10. نتایج مباحث فلسفهی دین خاص، یا فلسفهی دین عام و فراگیر، به فهم برتر دین خاص، یا مطلق ادیان، چه کمکی میتواند بکند؟
* در صورت علاقهمندی دو سؤال زیر را نیز پاسخ بدهید:
الف: اگر از شما خواسته شود، ده تن از برجستهترین فیلسوفان زندهی دین جهان را نام ببرید، از چه کسانی نام خواهید برد؟
ب: علاوه بر پرسشهای بالا، اگر نکتهی دیگری را مناسب میدانید دربارهی فلسفهی دین مطرح گردد، بیان بفرمایید.