افتتاحیه حوزههای استان تهران تاریخ: 24/6/1390، مكان: مرقد مطهر امام(ره)، صحن حاج آقا مصطفی
بسمالله الرحمن الرحیم الحمدلله و الصلوة على رسولالله و على آله آل الله و اللعن الدائم على اعدائهم اعداءالله الى یوم لقاء الله. اِلهی هَبْ لِیْ كَمالَ الْأِنْقِطاعِ اِلَیكَ، وَ اَنِرْ اَبْصارَ قُلوبِنا بِضِیاءِ نَظَرِها اِلَیْكَ، حَتّی تَخْرِقَ اَبْصارُ الْقُلوُبِ حُجُبَ النّورِ، فَتَصِلَ اِلَی مَعْدِنِ الْعَظِمَةِ، وَ تَصیرَ اَرْواحُنا مُعَلَّقةً بِعِزِّ قُدْسِكَ.(مناجات شعبانیه، بحارالانوار، ج 1، ص 99-97)
اولاً به عنوان خادم كوچك حوزهی علمیهی تهران، به نمایندگی از همكاران عزیز در شورای مدیریت حوزهی تهران و مجموعهی سامانهی مدیریتی آن، خیرمقدم عرض میكنم و از همهی علمای اعلام و مدرسان ارجمند، طلاب عزیز و برادران و خواهران طلبه تشكر میكنم؛ خاصه از محضر مبارك فقیه فطن، حصن حوزه، مرجع هوشمند و باشهامت، حضرت آیتالله العظمی مكارم شیرازی و نیز اعضای محترم شورای عالی حوزهی كشور، معاونین محترم مركز مدیریت و مدیر معزز و ارجمند حوزههای علمیه كشور، حضرت آیتالله مقتدایی. همچنین مدیر مكرم حوزههای علمیهی خواهران جناب حجتالاسلام و المسلمین آقای جمشیدی؛ سایر میهمانان عزیز، یادگارِ یادگار امام راحل، جناب حجتالاسلام و المسلمین حاج حسن آقای خمینی، مقامات فرهنگی و سیاسی استان و سایر میهمانان عزیزی كه ممكن است از ذكر نام آنها غافل شده باشم. تشكر میكنم از مساعدت و همراهی مجموعهی دستگاههایی كه اهتمام ورزیدند و مساعدت و مشاركت كردند تا این نشست باشكوه قدسی برپا شود. مجموعهی سازمانهایی چون سازمان تبلیغات اسلامی، مركز رسیدگی به مساجد، مدیریت حوزهی خواهران منطقهی یك، مدیریت حوزهی استان (برادران)، سازمان فرهنگی هنری شهرداری، رسانهی ملی و دستگاههای سیاسی، امنیتی استان. حوزهی تهران از حوزههای عریق و اصیل و ریشهدار ایران و جهان اسلام قلمداد میشود. حوزهای با قدمت دویستساله، به لحاظ علمی با پیشینهای بسیار پربار و به حیث سیاسی و اجتماعی بسیار پرثمر و تأثیرگذار. حوزهای كه طی دو سدهی اخیر تأثیرگذارترین نقش را بعد از حوزهی نجف در نهضتهای ملی و اسلامی ایفا كرده است. هرچند در نهضت مشروطه حوزهی نجف طلایهدار بود اما مبدأ بسیاری از اقتراحات و پیشنهادها از حوزهی تهران برمیخاست. هرچند قم طلایهدار است، اما تهران نیز نقش ویژهای را در نهضت عظیم اخیر یعنی انقلاب اسلامی به رهبری امام راحل(ره) ایفا كرد. در بعضی از نهضتها بسا علمای تهران پیشقدمتر بودند. به لحاظ حِكمی حوزهی تهران در سلسلهی مكاتب حكمی شیعی و در جهان اسلام دارای مكتب حكمی مستقلی بوده است. مكتب حكمی قم، فرزند مكتب حكمی ـ عرفانی تهران است. تهران روزگاری به شهر هزار حكیم شهره بود. همزمان دهها حكیم برجسته و چندین علامهی بزرگ در این شهر كرسی پررونق حكمت و فلسفه دائر داشتند. در بعضی از مقاطع و به صورت همزمان، چندین فقیه صاحب رساله در تهران حضور داشتند، چنانكه هماكنون نیز شخصیتهای علمی، حكمی و خصوصاً فقهی برجستهای در شهر ما حضور دارند و مایهی بركت این حوزهی مقدسه هستند. شخصیتهای عظیمالقدری چونان حضرت آیتالله تهرانی، حضرت آیتالله مهدوی كنی و نظایر این فقها كه مایهی نورانیت و موجب دلگرمی ما جوانترها و طلاب هستند. شاید بتوان گفت حوزهی تهران به اعتبار اینكه در دورهی حاكمیت جور در پایتخت بوده است، بیش از دیگر حوزهها از نظام ستمشاهی آسیب دید. البته حوزهی قم كانون بوده و شاید كهنترین حوزهی شیعی قلمداد شود. همچنین حوزهی نجف از زمان هجرت شیخالطائفه در سال 448 تأسیس شد و همیشهی تاریخ پیشاهنگ فقه بوده است. قم هم در بستر تاریخ جایگاه خویش را داشته است. از عهد معصومین(ع) قم كانون معرفت و معنویت بوده است. تهران هم، گو اینكه شهر تهران از زمانی كه قجرها به این منطقه آمدند به شهر تبیدل شد و پیش از آن قصبهای بود، اما در مجاورت ری بود كه ری خود از حوزههای بسیار كهن شیعی قلمداد میشود و اكنون منضم به حوزهی تهران است. به انضمام این قطعهی مبارك كه حضرت عبدالعظیم حسنی در آن مدفون هستند، میتوان گفت قدمت حوزهی تهران به عهد معصومین میرسد. به لطف الهی و تدبیر سروران عزیز در شورای عالی حوزههای علمیهی كشور و مدیریت موفق حضرت آیتالله مقتدایی و معاونین معزز ایشان، در كمتر از یك سال اختیارات مقدماتی به مسئولین حوزههای استانها و علمای بلاد سپرده شد و با یك سیاست بسیار جدی و شیب منطقی و مناسب، اكنون درصدد هستند كه عمدهی اختیارات اجرایی، آموزشی و تربیتی را به علمای بلاد احاله كنند كه این تدبیر بسیار درست و صحیح است. وقتی این موضوع در محضر آیتالله العظمی مكارم مطرح شد كه اعضای شورای عالی و ستاد حوزههای كشور، مصمم به تمركززدایی هستند و قصد دارند امور را به علمای بلاد و مدیران حوزههای استانی و شهرستانها بسپارند، با تعبیر بسیار دلپذیر و نقضی فرمودند كه این كار یك عیب دارد، و آن اینكه دیر شروع شده است. به هر حال اكنون شورای مدیریت حوزهی علمیهی تهران در بخش برادران تشكیل شده و پیشتر از آن مركز مدیریت منطقهی یك بخش خواهران تأسیس شده بود. خواهران ارجمند ما سامانهی بسیار خوبی را پدید آوردهاند. مدیریت حوزهی تهران بیش از یك سال است كه مستقر شده و به ساماندهی امور مشغول است. جناب آقای خسروشاهی برنامههای بسیار خوبی را طراحی كردهاند و در شورای مدیریت استان بحثهای بسیار خوبی مطرح شده است. بنا به اظهار جناب حجتالاسلام و المسلمین آقای فرحانی كه مسئول امور حوزههای كشور و مسئول آموزش كل كشور نیز هستند، شاید چیزی در حد بیستوپنج تا سی درصد آمار جلسات شوراهای استانی متعلق به استان تهران است. دوستان عزیز ما در شورای حوزهی استان تهران بسیار منظم، مسئولانه، با انگیزه، دلسوزانه و صمیمانه در جلسات حضور پیدا میكنند و تصمیمات بسیار خوبی هم گرفته میشود. هرچند كه شهر تهران مشكلات خاص خود را دارد، مركز نظام مقدس جمهوری اسلامی است، امالقرای جهان اسلام است، مطلع نهضت جهانی اسلام است، مسائل فرهنگی این شهر بسیار پیچیده است، جمعیت عظیمی در این شهر حضور دارد، جمعیتی كه مركب است از سلایق و علایق و عقاید گوناگون، سطوح زیستی متفاوت، سبك زندگیهای بسیار متفاوت و بلكه متهافت. تهران یك شهر نیست و یك فرهنگ در این شهر جاری نیست. وزارتخانهها و ستاد نظام در این شهر مستقر است. اگر بنا باشد براساس آمایش سرزمینی به حوزهها و از جمله حوزهی تهران توجه شود، حوزهی تهران به نسبت گستردگی این شهر و پیچیدگی مسائل آن بسیاربسیار محدود و در مضیقه است. اكنون علاوه بر حدود چهل باب مدرسه كه در بخش خواهران فعال است، شصت مدرسهی علمیهی برادران فعال است و طلاب برادر و خواهر در مجموع نه هزار نفر هستند كه این مجموعه را 1400 مدرس برادر و خواهر اداره میكنند و امر تعلیم و تربیت طلاب جوان را برعهده دارند. اما این رقم در قیاس با عظمت این شهر و پیچیدگی مسائل آن و گستردگی جمعیت و نیازهای خاص این خطه، بسیاربسیار محدود است. این شهر قریب 120 باب مدرسه داشته كه بیش نیمی از آنها نابود شده، و از بعضی از آنها تنها نامی باقی مانده است و مكان دقیق آن هم مشخص نیست. بعضی از مدارس نیز مخروبه و یا متروكهاند و یا تصرف شدهاند و در غیر نظر و نیت واقف مورد استفاده هستند. اما اگر مساحت همهی این 120 مدرسه را با یكی از دانشگاهها مقایسه كنیم كل مساحت این 120 مدرسهی به اندازهی مساحت یك دانشگاه جدیدالتأسیس بخش خصوصی است كه در یك منطقهی بسیار خوب و گرانقیمت احداث شده. البته دستگاههای ما هم در تأسیس این دانشگاه كمك كردهاند و كار خوبی هم كردهاند و انشاءالله این دانشگاه موفق هم خواهد بود. تهران در عین حال، شهر تجمع دانشگاهها و شهر دانشگاهی نیز هست. در اینجا عرض من این است كه مساحت كل حوزهی تهران برابر است با مساحت جغرافیایی یكی از دانشگاههای درجهچندم جدیدالتأسیس. مدارس ما به صورت میانگین 700 تا 800 متر هستند. نه كتابخانهای دارند، نه تجهیزات علمی و نه مرافق رفاهی برای طلبهها. ملت ما نمیدانند اگر حوزه مطلع انقلاب بود و یك مرجع عظیمالقدر تاریخساز راهبری این انقلاب را برعهده داشت، هنوز طلایهداران انقلاب محرومترین قشر اقشار اجتماعی ایرانند. مردم نمیدانند طلاب ما ماهانه با صد تا صدوپنجاههزار تومان با خانواده و فرزند در خانهی استیجاری زندگی میكنند. هزاران طلبه در حجرههای مرطوب تحصیل و زندگی میكنند. در خانههای تكاتاقی زندگی میكنند و با فقر و فلاكت تحصیل میكنند و دشواریهای تحصیلات حوزه را تحمل میكنند. این را مردم ما نمیدانند. حضرت آیتالله مكارم گله فرمودند كه رسانهی ملی ما موظف است كه مسائل حوزه را منعكس كند و مردم را با حوزه مرتبط كند و مردم بدانند در حوزه و بر روحانیت چه میگذرد. طلبهها با چه شرایطی زندگی و تحصیل میكنند. اطلاع مردم از نظام و سامانهی علمی، آموزشی، معیشتی و تربیتی حوزهها چیزی شبیه به اطلاعی است كه عموم مردم از سیستم واتیكان دارند. از زندگی علمای ما خبر ندارند كه زندگی علمای ما سرمشق است. ما در سرآغاز تأسیس شورای حوزهی استان و در اولین جلسات، ده خطمشی را به عنوان خطوط مشی فعالیت شورای حوزه و مدیریت حوزهی تهران به تصویب و استحضار مدیریت مكرم حوزههای علمیه كشور و اعضای شورای عالی و معاونین مركز مدیریت حوزهی كشوری رساندیم. من به بعضی از آنها از باب یك نوع اعلام موضع اشاره میكنم: اصل اول: اهتمام خاص به تعمیق و تحققبخشی به آرمانهای حضرت امام(ره) و رهنمودهای رهبر فرهمند انقلاب اسلامی (دام ظله) و ارشادات مراجع عظام تقلید در امور و شئون حوزه، اصل دوم: التزام به جایگاه ستادی شورای عالی حوزههای علمیه و مركز مدیریت حوزههای علمیه كشور، و تنظیم فعالیتها در چارچوب سیاستها و مقررات كلان ابلاغی از ناحیهی آن شورا و مركز، اصل سوم: تحفظ بر استقلال هویتی، سیاسی، مدیریتی و مالی حوزه. حوزه باید در شئون مختلف از جمله هویتی مستقل باشد، حوزه نباید به دانشگاه تبدیل شود. حوزه باید در امور سیاسی دخالت كند و در عین حال وابسته به هیچ دسته و گروهی نباشد، حوزه باید از سوی مراجع تأمین مالی شود و البته دولت موظف است پشتیبانی كند. دولت زادهی این انقلاب است و انقلاب زادهی حوزه است. دولت وامدار حوزه است و باید با كمال احترام و ادب در محضرِ مطلع انقلاب بنشیند و آنچه از دولت و نظام برمیآید در خدمت حوزه قرار بدهد. در عین حال حوزه بزرگترین پشتوانهی همهی دولتهای اسلامی و نظام است. اما در عین حال حوزه باید حوزه بماند و حوزه بودن یعنی همه چیز. اصل چهارم: اهتمام به شناخت و روزآمدسازی و كاربست سنتهای اصیل و آزمودهی حوزهی كهن شیعه در زمینهی تعلیم و تربیت، مدیریت و زیِ معنوی، ضمن اجتناب از افراط و تفریط. ما گاه افراط میكنیم و به سویی میرویم و گاه تفریط میكنیم و به سویی دیگر میرویم. در خط اعتدال حركت كنیم و به پیشینهی تاریخی افزون بر هزارسالهی خود متكی باشیم. الان در جهان هیچ نظام آموزشی سراغ نداریم كه پیشینهی هزارساله داشته باشد. آن هم پیشینهی موفق در آموزش، پرورش، پژوهش، مدیریت و معیشت و زی صنفی. ما نیازمند نیستیم از دانشگاهها اقتباس كنیم، سیستم دانشگاهی باید اصلاح شود كه آورده و دستپروردهی ما نیست، بلكه دستاورد دیگر نظامهای علمی جهان است كه لاجرم و به ناچار از آنها اقتباس كردهایم، و دانشگاه باید بومی و اسلامی شود. اصل پنجم: پرهیز از تجمد و تصلب از سویی و اجتناب از تجدد به معنای ذیل فرهنگ غرب قرارگرفتن، از دیگرسو. اگر روزی تجدد به مفهوم غربی آن به حوزه راه پیدا كند، معلوم نیست سرنوشت حوزه چه خواهد شد، اما در قبال تصلب و سنتیاندیشی متصلبانه و تجدد و نوعی غربزدگی باید به تجدید حیات، تجدید سنن، تجدید سابقه و تجدید پیشینهی عریق و عمیق و انیق و اصیل و آزمودهی حوزه اهتمام كنیم. ما باید مجدد باشیم و نه متجدد و متجمد. اصل ششم: بهرهبرداری مناسب از تجارب و نظرات متولیان و بزرگان حوزهی تهران. حوزهی تهران هنوز هم غنی است، فقیهان، حكیمان و عالمان بسیار برجستهای در كنج و گوشهی حوزهی تهران حضور دارند، پارهای از آنها تدریس میكنند. در منازل و مساجد درس خارج دایر است. هرچند ممكن است جمعیت انبوهی در این مجالس و كرسیهای درس حضور نیابند اما فقیهان و حكیمانی هستند كه سطوح عالی حوزه را در منزل و مسجد و كتابخانهی خود اداره میكنند. ما به عنوان شورای حوزهی استان، متعهد و پایبند هستیم و خود را موظف میدانیم كه دست بزرگان حوزهی تهران را ببوسیم، خصوصاً بزرگانی كه طلایهدار تربیت طلبههای این شهر بودهاند. اصول دیگری هم هست كه تقدیم مدیران محترم مدارس خواهیم كرد كه این اصول را به عنوان چارچوب كار و خطمشی فعالیت حوزهی تهران قرار دهند. در پایان از همهی دستگاههایی كه همكاری كردند تا این مجلس باشكوه و انجمن ارجمند و معنوی پا گرفت تشكر میكنم. باید تشكر ویژه داشته باشم از مدیریت محترم حرم قدسی و ملكوتی حضرت امام(ره). از لحظهای كه من به جناب آقای انصاری زنگ زدم از صدای ایشان حس كردم كه با همهی وجود ابراز آمادگی میكنند. در محضر دوستان كه برای دیدن محل آمدیم، مدیریت و كاركنان این مكان مقدس، با جان و دل استقبال كردند و در این چند روزه از پا ننشستند تا این مراسم به خوبی برگزار شود. من از تولیت و مدیریت محترم آستان مقدس حضرت امام سپاسگزارم، از مدیریت حوزههای خواهران، از مدیران عزیز و دیگر دوستان تشكر میكنم. بنده از صمیم جان از همهی دستگاههایی كه همراهی كردند و حمایت مادی و معنوی كردند تا این مجلس باشكوه برگزار شود سپاسگزاری میكنم و عذرخواهی مضاعف دارم از محضر آیتالله العظمی مكارم، خصوصاً از این جهت كه ایشان عنایت خاصی به حوزهی تهران دارند. چند ماه پیش خدمت ایشان مشرف شدیم كه فرمودند من شهریهی ویژهای برای مدرسان حوزهی تهران در نظر خواهم گرفت، چراكه میدانم در تهران هزینهی زندگی بالاست و مدرسین در سختی هستند. اخیراً هم كه خدمت ایشان مشرف شدیم فرمودند برای طلاب با معدل بالا هدیهی خاص در نظر خواهیم گرفت. ایشان عنایت ویژهای به حوزهی تهران دارند. از اینكه تصدیع شد و جسارت كردم پوزشخواه هستم. والسلام.