سخنرانی در جلسه حلقة فقه‌پژوهان

سخنرانی در جلسه حلقة فقه‌پژوهان
بسم‌الله الرحمن الرحیم. الحمدلله و الصلوهًْ علی رسول‌الله و علی آله آل الله و لعن الدائم علی اعدائهم اعداءالله الی یوم لقاء الله.

اولاً از این كه اساتید محترم تقبل زحمت فرمودید و در این جلسه انس حضور یافتید، عمیقاً سپاسگزارم و خدا شاكرم كه توفیق زیارت دوستان دست داد. هر كدام از اساتید محترم را كه زیارت می‌كنم، الحق این است كه احساس نشاط و وجد می‌كنم، چه جمع دوستان عزیز و همكاران ما كه مرتباً در خدمتشان هستیم و چه عزیزانی كه در این گونه جلسات در خدمتشان هستیم.

من فكر می‌كنم كه ما دغدغه‌های مشترك زیادی داریم. در حوزة فقه، اصول و سایر علوم پیرافقهی و مرتبط و هموند و همگن با فقه، امروزه دغدغه‌‌هایی در جریان هست. از سویی یك نوع توقف در اجتهاد به صورت غیرمحسوس، به نحوی كه ظاهراً درس و بحث و اجتهاد و افتاء باشد اما گامی به پیش نگذاریم. به تحشیه‌نگاری و به سپری كردن راه‌های طی شده، راه‌هایی كه طی صدها سال هموار شده و آنچه باید گفته می‌شد، گفته شده. هرچند كه اجتهاد توقف برنمی‌دارد و اگر توقف پیدا كرد دیگر اجتهاد نیست، اما گاهی در حد توقف به جهت این كه اكتفاء می‌كنیم به مباحث و ابوابی از فقه كه راه‌های طی شده و هموار شده است. مثل بعضی از تفاسیر ناتمام كه از فاتحهًْ‌الكتاب آغاز می‌شود، بعد بقره و بعد به سورة نساء نرسیده یا به نیمه‌های قرآن نرسیده ناتمام می‌ماند، درنتیجه بخش اول منابع تفسیری ما خیلی فربه و غنی است، در فقه هم گاهی چنین حالتی هست. ابواب اول ساختار پذیرفتة فقه عمدتاً راه‌های رفته است و ضمن این كه باید به همة ابواب پرداخته شود و هر كسی به هر میزان وارد شود، احتمال حرف جدید و راه جدید هست و احیاناً معضلی و مسئله‌ای و گره‌ای از كار فروبسته‌ای گشوده می‌شود، اما اولویت با آن ابوابی است كه كمتر به آنها پرداخته شده. وقتی اهتمام ما روی ابوابی باشد كه كار بیشتر شده، طبعاً به توقف اجتهاد و فقه تن درمی‌دهیم. گاهی تأثر شاگرد از استاد به حدی بین بعضی از اهل فقه هست كه عملاً كسی از استاد عبور نمی‌كند كه این هم یك نوع توقف پنهان فقه است. شما ملاحظه می‌كنید بین آراء شاگرد و استاد چندان تفاوتی نیست. یك موارد خاص و نادری، گاهی یك الاحوط یا الاقوایی گفته می‌شود. نمونه‌‌هایی را داریم كه ملاحظه فرمودید و همین هم چاپ می‌كنیم. مثلاً در سراسر تحریر حدود بیست جا یك قلمی چرخانده‌ایم به عنوان حاشیه و تعلیقه‌ای بر تحریر منتشر می‌كنیم. البته برای مقلدین لازم هست ولی به لحاظ علمی هیچ كمكی به پیشرفت و تحول اجتهاد نمی‌كند. بعضی آفات جدیدی هم كه امروزه متأسفانه در حال خودنمایی است هست نیز وجود دارد. التزام به این كه ما به صورت منفعل با نیازها مواجه بشویم و افتاءمحور، پرسش‌محور و مسئله‌محور با فقه مواجه بشویم كه البته از وظایف كسی كه مقلد دارد همین هست، اما نباید كل فقه را اینگونه اداره كنیم.

بعضی رفتارهای متأخر هم كه در جریان هستید، فقه تبلیغی و ژورنالیستی كه آراء و نظراتی كه ابراز می‌شود فقط مصرف روزنامه‌ای دارد كه در فلان روزنامه تیتر شود كه كسی چنین چیزی گفته، در فلان مجله بیاید و بدتر از آن گاهی مصرف سیاسی و جناحی محض دارد، یعنی این كه من اینگونه فتوا بدهم تا به نفع جناح سیاسی خاصی باشد.

گاهی هنجارشكنی‌های فقهی كه خیلی بی‌محابا اتفاق می‌افتد، بدون اتكاء به مبنا و منطقِ معتبرِ موجه پذیرفته، هنجارشكنی می‌كنیم. آثار اینها اگر بنا باشد دوام پیدا كند بسیار خسارت‌بار و بسیار نگران‌كننده و احیاناً فزاینده است. یعنی وقتی ما مرزها را می‌شكنیم، هنجارها را مخدوش می‌كنیم و آرام‌آرام قبح افتاءهای بی‌مبنا و منطق در جامعه ما ریخته می‌شود، در طول زمان تدریجاً آثار بسیار بد و مهارنشدنی خواهد داشت.

جوانی به من مراجعه كرده بود كه یك جایی من دیدیم كه جمعی از دخترخانم‌ها جمع شده‌اند كه ظواهر آنها دینی نبود، دیدم یك رساله‌ای را می‌خرند و گفتند یك كسی است كه فتوا داده، كه مثلاً اگر لاك روی ناخن باشد اشكال ندارد می‌توانید وضو بیگیرد و اینها هم خیلی خوششان آمده بود. اینها خیلی نگران‌كننده است. یك سری آفاتی كه به صورت پاره‌ای عرف‌های نادرست علمی، خودش را بر فضای فقهی ما می‌تواند تحمیل كند و آن خصلت و خاصیت اجتهاد را كمرنگ و احیاناً از میان ببرد و به نحو پنهان ما مبتلا به حالت و وضعیت اسف‌باری كه اهل سنت شده‌اند، بشویم. نه در صورت كه در باطن عملاً اجتهاد تعطیل شود. راهی را كه آنها رفتند و پشیمان هستند، ما برویم. الان دوستان مستحضر هستند، بعضی جاها در جهان اهل سنت جریان‌هایی به وجود آمده كه به شدت نسبت به این حصر فتوا در مذاهب اربعه و لزوم تقلید از ائمه اربعه زیر سئوال رفته. خود من بعضی كنفرانس‌ها را شركت كرده‌ام كه بسیاری مقالات محكمی ارائه می‌شود كه چه كسی گفته كه فتوا و اجتهاد منحصر در این چهار نفر باشد. الان به صورت یك نهضت در جهان اهل سنت و دنیای عرب مطرح می‌شود. البته احیاناً لایه‌های انحرافی هم دارد، یعنی وضع فعلی اهل سنت نسبت به جریان‌های جدیدی كه در حال ظهور است باز هم بهتر است. جریان‌هایی تحت عنوان اعتزال نو و جریان‌های متجدد در دنیای عرب و مخصوصاً در منطقه مغرب عربی در حال ظهور است كه آنها برای اسلام بسیار زیان‌بارتر هستند از آن چیزی كه در طول تاریخ اهل سنت با غلبة اشعری‌گری و حدیث‌گرایی و نفی و تحریم اجتهاد به وجود آمد.

به هرحال یك سری آفات و ابتلائاتی را در گذشته داشتیم و ادامه پیدا كرده و یك سری آفاتی هم الان هم پدید آمده. این به رغم آن است كه نیازها رو به فزونی است، طلب خیلی بالاست و مراجعه و توقع خیلی زیاد است. امروزه هم در بیرون عالَم اسلام و حتی از ناحیة غرب اروپا هم طلب هست، گاهی من دیدم مراجعه می‌كنم. من یك وقت‌هایی فكر می‌كردم كه مثلاً چند صد سال پیش برای چه شرایع را به فرانسه ترجمه كرده‌اند. گاهی فكر می‌كردیم اصلاً این ادبیات را اینها نمی‌فهمند. نه اصول خوانده‌اند و نه فقه و اصلاً این تعابیر و تلقی‌ها و این تركیب‌ها و رویكردهایی كه ما در تقنین و تشریع داریم به چه درد آنها می‌خورد؟ بعد گاهی می‌بیند كه از شرایع چند ترجمه به فرانسه هست. بعضی منابع كاملاً سنتی و خیلی اصیل ما و گاه هم از اهل سنت و بیشتر هم از اهل سنت. ولی من دیدم كه بعضی از این مواد و فروع فقهی ما گاهی به صورت مواد قانونی وارد قوانین كشورهای اروپایی شده، خصوصاً در فرانسه كه حقوق قوی است.

الان هم واقعاً این طلب هست. گاهی در بین غیرمسلمانان و یا بین مسلمانان و اهل سنت این مطالبه وجود دارد. یك سالی در همین سازمان كنفرانس اسلامی و سازمان موضوع رضاع و اینها مطرح شده، تقریباً نظر مشهور همة مذاهب اسلامی جز شیعه، نسبت به شرایط تحقق محرمیت در رضاع با ما خیلی متفاوت است كه اخیراً هم به شوخی می‌گفتند در مصر یك نفر فتوایی داده كه چه كار كنید تا از طریق رضاع محرم شوید. براساس آراء فقهای اهل سنت اصلاً راه بسته بود و مشكلاتی مطرح شده بود كه حتی همین شیرخشك‌هایی كه شیر واقعی است، یعنی شیر زن‌هاست كه می‌فروشند، بعد اینها مصرف می‌شود و مسئلة محرم و نامحرمی براساس فقهی آنها وجود ندارد. یكی از دوستان نقل می‌كردند كه ما شرایط محرمیت بر اثر رضاع را براساس فقه شیعی توضیح دادیم كه همه متحیر شدند. ایشان نقل می‌كرد كه كامل پذیرفتند و گفتند همین رأی را بپذیریم. به هرحال این نیاز در جهان هست.

یكی از دوستان ما نشسته بود و ماده‌های قانونی را كه در قوانین مدنی مصر كه از فقه ما گرفته شده، شمرده بود.

به هرحال از سوی آسیب‌های كهن و آفات مذمن گذشته به نحوی سایه بر فقه ما دارد، آفات و آسیب‌های جدید هم مزید بر علت می‌شود و در حال افزوده شدن است. بی‌رویه و بی‌مبالات با فقه و مبانی اجتهاد برخورد می‌شود. از آن طرف و در مقابل طلب و توقع و نیاز هست.

این است كه با شیوه‌هایی باید به توسعه و تعمیق و تقویت بپردازیم. و این حلقة فقه‌پژوهی هم كه الان شما تشریف دارید از جمله تدابیری بود كه اندیشیده شد تا فقهایی كه جوان‌تر هستند، نشاط علمی دارند و آمادگی كار علمی روان‌تری را دارند و طبعاً از مباحث جدید استقبال می‌كنند و خودشان دغدغة این نیازهای نو را دارند از اینجا هم دعوت شود و جلسات اینچنین تشكیل شود و فكر می‌كنیم تدریجاً آثار خیلی خوبی در روزآمد كردن فقه خواهد داشت. به هرحال فقه ذاتاً چون مبتنی بر اجتهاد است روزآمد است. اگرنه كه ما هم همان راه اهل سنت را می‌رفتیم. اگر بنا نبود فقه ما روزآمد باشد چیزی می‌شد نظیر آنچه كه اخبارییون ما عمل كردند. احادیث می‌گذاشتیم جلو و تصرف و تفسیری هم نمی‌كردیم و ظاهراً مشكل ما هم حل می‌شد.

برای روزآمد كردن فقه و انطباق آن با ظروف و شرایط فرهنگی و تاریخی و اجتماعی تطورپذیر، بلكه احیاناً نوآمد كردن فقه و ارائة یك سری دیدگاه‌های تازه‌تر در چارچوب مبنا و منطق پذیرفته و معتبر و موجه و حجت و نگاه نظام‌وار، این كه ملاحظه می‌فرمایید كه دوستان ما گفته‌اند كه هر نظام رفتاری اسلام یك حلقة فقه‌پژوهی داشته باشد، فقه اقتصاد داشته باشیم. ضمن این كه اهتمام و عنایت به وجه تخصصی شدن فقه هست كه در یك حدودی لازم است، معنای دیگر این قضیه این است كه ما فقه را نظام‌واره ببینیم كه اصولاً هم همینطور هست و مجموعه‌ای از آموزه‌های الهی است كه از ساحت قدسی الهی نازل شده و حتماً منسجم است و حتماً نظام باطنی دارد و حتماً جامع است و افتاء مسئله‌محور و فردگرایانه نیست. باطن شریعت نظام‌مند است و درنتیجه ما هم نظام‌واره مجموعة مباحث فقهی را معطوف به یك حوزه و به یك مقوله از مقولات افعال جوارحی و جوانحی مكلف ببینیم، مثلاً حوزة اقتصاد، حوزة مدیریت، حوزة سیاست و سایر حوزه‌ها و یك نوع اهتمام به نقش موضوع در مسئلة افتاء و اجتهاد، خود موضوع‌شناسی و تركیب این حلقه‌ها به این كه دوستانی كه تحصیلات دانشگاهی دارند، مثلاً در اقتصاد در محضر چند اهل نظر فقه باشند. آنها احیاناً پاره‌ای احكام علمی اقتصاد را می‌دانند، موضوع اقتصاد را می‌شناسند و می‌فهمند و طبعاً تحولاتی كه در موضوعات اقتصادی پیش آمده و علی‌القاعده پول امروزی با پول هزار سال پیش تحول پیدا كرده، كاركردهای فقه تغییر كرده، بسیاری ابزارهای جدید تولید شده كه این ابزارها در گذشته نبوده و می‌بایست احكام آنها را براساس منطق استنباط كرد، خوب این دوستان می‌توانند این ابزارها را خوب توضیح بدهند، بعضی بحث‌هایی كه خام آن مطرح می‌شود كه یك فقیه نیازمند به مشاوران موضوع‌شناس هست. حالا یك وقت می‌گوییم یك جامعه‌شناس بی‌آنكه اصلاً بداند فقه چیست توضیح بدهد پاره‌ای مقولات اجتماعی را تا فقیه فتوا بدهد، یك وقت می‌گوییم یك جامعه‌شناس طلبه كه فقه خوانده و اصول خوانده و سال‌های خارج دیده و در عین حال جامعه‌شناسی یا اقتصاد یا مدیریت را بلد است، اگر این فرد ضمیمه به كسی شود كه سطوح عالی فقهی و اصول را تدریس می‌كند. این تركیب‌ها می‌تواند كارآیی را بالا ببرد و كارآمدی محصول این بحث‌ها و مطالب مطرح‌شده را افزایش بدهد.

اخیراً یك مختصر ویرایشی هم طرح تأسیس حلقه‌های فقه‌پژوهی پیدا كرد. من یك وقتی گذاشتم روی مقدمه آن، چون در مقدمه اهداف ذكر می‌شد، غالب مطالبی كه الان آمده در مقدمه قبلی هم بود، با یك تأمل بیشتری من پنج ـ شش هدف را در مجموع تنظیم كردم كه اصلاً این حلقه‌های فقه‌پژوهی برای چه غایات و اهدافی تشكیل شده. تقریباً همین دغدغه‌ها را خواستم در قالب اهداف این حركت بگنجانم.

این دغدغه‌ها و این مطالب كه عرض كردم، سبب شد این حلقه‌ها فعال شود. این حلقه‌ها قالب اداری ندارد، و صورت سازمانی ندارد. ما این حلقه‌ها را در قالب گروه‌های علمی سازمانی كه در چارچوب‌های آیین‌نامه‌ای قرار بگیرد، ندیدیم. آیین‌نامه خاصی برای آنها تنظیم كرده‌اند و فكر می‌كنم بیش از دوستان ما كه دغدغة مدیریتی و علمی دارند، شما حضرات دغدغة این مسائل را دارید. با حضور جدی كه دارید و بحث‌های مجدانه و فعالی كه اتفاق می‌افتد، كمك می‌فرمایید. در عین حال با این احساس با این حركت مواجه شوید كه یك جایی پیدا شده كه با دوستان اهل فقه هم‌دغدغه است، یك سری امكاناتی هم در اختیار دارد كه می‌خواهد صرف تقویت و توسعه و تعمیم فقه و احیاناً رفع نیازمندی‌های نوآمد و روزآمد و جدید بكند. این یك فرصت تلقی شود و هریك از اساتیدی كه در این حلقه حضور دارند خود را به عنوان مدعو تلقی نفرمایند كه دوستان ما مدیر هستند و موظفند و آقایان هم دعوت شده‌اند، احساس بفرمایید كه خود شما این حلقات را تشكیل داده‌‌اید.

پیشنهادهایی اگر هست بفرمایید. ما محدودیتی نداریم، الان حدود پنج حلقه فعال شده، به موازات همة نظام‌هایی كه در اسلام مصور است می‌توان حلقة فقه‌پژوهی فعال كرد. ما در قالب طراحی دانشنامة نبوی(ص)، با لحاظ حوزه‌‌های گوناگونی كه متعلَق فعل جوارحی و جوانحی مكلف می‌تواند قرار بگیرد، حوزه‌های نظام‌رفتار طراحی كردیم. یعنی از حوزة مواجهة عبد و رب و قلمرو عبادت كه یك بخشی از حوزة اعمال جوانحی و جوارحی آدمی است، تا حوزة مواجهه با حقیقت كه فقه دانش و فقه پژوهش را می‌تواند پدید بیاورد، تا حوزة مواجهه با نفس دیگران و حوزة تربیت، تا حوزة مواجهه با منابع و بحث مدیریت و تا حوزة امنیت و حوزة فصل خصومات و بحث قضاء و حوزة تعامل و احیاناً مباحث مخاصمات بین‌المللی و روابط بین‌المللی و امثال اینها، حدود دوازده نظام به این ترتیب طراحی شده است. در این طراحی كه دوستان كرده‌اند حالت استقرایی دارد، بسته به این كه چه حوزة جدیدی را پیدا كنیم كار صورت می‌گیرد. مثلاً حوزة محیط زیست می‌تواند مباحث فقهی بسیاری داشته باشد و دارد. كما اینكه به موازات نظامات حقوق و نگاه حقوقی و فقهی به این حوزه‌ها می‌توان نگاه اخلاقی كرد و احكام اخلاقی صادر كرد. و درنیتجه حدود دوازده نظام حقوقی و دوازده نظام اخلاقی به موازات معطوف به همین حوزه‌هایی كه عرض می‌كنم طراحی شده كه بتوانیم از سنت نبوی(ص) و متمركز بر سیره و رفتار آن بزرگوار این نظامات را طراحی كنیم و در قالب یك دانشنامه عرضه شود.

لهذا اگر تا به حال پنج حلقه فعال شده،‌ این نهایت كار نیست. الان مثلاً مقولة هنر یك عالَمی است. امروز بشر و مسلمانان مبتلا هستند. یعنی هیچ لحظه‌ای و هیچ حركتی و هیچ سكون و رفتاری شاید در زندگی بشر امروز نباشد كه به نحوی به مقولة هنر مواجه نباشد. ما فكر می‌كنیم هنر فقط نقاشی است. الان همین‌جا كه قرار داریم پر از هنر است، همة اینها می‌تواند موضوع بحث فقهی و اخلاقی قرار بگیرد.

دیروز در جلسة شورای عالی انقلاب فرهنگی آقایان بحث می‌كردند راجع به اولویت‌های نقشة علمی و بحث هنر و مقولات هنری و موسیقی و اینگونه قضایا، آدم می‌بیند چقدر مسائل مبتلابه وجود دارد، مردم مشكل دارند، ابهام دارند، جهل دارند، احتیاج به فتوا و نظر دارند، احتیاج به فتوای گره‌گشا و راه‌گشا دارند. خوب فكر می‌كنیم وظیفة اهل فقه است. بنا بر این نیست كه مردم مبتلا باشند و ما بنشینیم و تماشا كنیم. طبعاً اگر یك حلقة فقه‌پژوهی معطوف به مقولات هنری تشكیل شود كه ما خیلی با آن فاصله داریم و كمتر به این مقوله نزدیك شدیم، بسیار مؤثر است. ما آمادگی داریم كه حتی حلقة فقه‌پژوهی هنر فعال كنیم. در حوزة احكام هنر و انواع مقولات هنری و مصادیق بتوانیم بحث كنیم و به نتایجی برسیم. حالا ممكن است تصور شود كه چند ماه بحث می‌شود و در آخر یك مقاله به دست می‌آید، این كه مشكل هنر را حل نمی‌كند ولی گاهی همین مطالب جرقه‌هایی را می‌زند و مبدأ اتفاقات بعدی می‌شود.

ما نباید تصور كنیم كه اگر الان جلسه‌ای برگزار كردیم و بحث كرده‌ایم چه گره‌ای باز می‌شود. همین‌ها در اذهان رسوب می‌كند و آرام‌آرام خیلی مسائل می‌شود. لهذا محدودیتی نداریم. حضراتی كه شما می‌شناسید معرفی كنید تا دعوت شوند، ما همینطور این حلقات را تكثیر كنیم. از بحث هیچگاه ضرر نمی‌كنیم و حتماً سودمند است. لهذا این قضیه هم مهم است و هم آمادگی توسعه آن وجود دارد و هم توقع و تمنای ما از اساتید محترم این است كه كمك كنید و با این حس با این امر مواجه شوید كه دوستانی هستند و امكانی در اختیار آنهاست و برای دغدغه‌های شما زمینه ایجاد كردند، یعنی شما از دوستان ما حتماً انگیزة افزون‌تری دارید كه از این فرصت استفاده شود. چه بسا همین‌جور بحث‌ها به جاهای خوبی منتهی شود.