پژوهشگاه، گذشته، حال، آینده

پژوهشگاه، گذشته، حال، آینده
بسم‌الله‌الرحمن الرحیم. اللهم كن لولیك الحجة بن الحسن صلواتك علیه وعلى آبائه فی هذه الساعة و فی كل ساعة ولیاً وحافظاً و قائداً و ناصراً و دلیلاً و عینا حتى تسكنه أرضك طوعاً وتمتعه فیها طویلا برحمتك یا أرحم الراحمین.

خیلی خرسند هستم از زیارت اعضای خانوادة مقدس پژوهشگاه. نمی‌توانم احساسات و عواطف خود را پنهان كنم از زیبایی و بشكوهی و نستوهی چنین تجمع و همایشی. در یك مجموعه كه چنان یك خانواده سامان یافته‌اند و زیر یك سقف ساعاتی را در كنار هم مستقر شده‌اند.

وقتی لحظه‌ای را به یاد می‌آورم كه بعد از صدور فرمان قدسی و انشاءالله تاریخ‌ساز و معرفت و مكتب‌پرداز رهبری فرهمند و فرهنگ‌ور و فرهیختة انقلاب، با پیرمردی كه راننده من به حساب می‌آمد، اولین كار در پژوهشگاه آغاز كردیم، در زیرزمین ساختمان كتابهای جیبی كه بنا بود به ما بسپارند و ما آنجا را به امانت از مؤسسه امیركبیر در اختیار گرفتیم كه كار را آنجا آغاز كنیم.

وقتی وارد شدیم، زیرزمینی بود كه سال‌ها خاك خورده بود. یك گوشه آن را تمیز كردیم و با هم دو ركعت نماز خواندیم و كار را شروع كردیم. خدا را سپاسگزاریم كه توفیق رفیق شد، نفس قدسی رهبری، اخلاص همكاران، قوت فكر نیروهای علمی از پژوهشگاه یك مجموعة عظیم كه می‌رود انشاءالله جبهه‌های فكری را در عرصة جهانی فتح كند، ساخت.

اگر از ما بپرسند كه پژوهشگاه چیست، مختصات و مؤلفه‌های هویتی این سازمان و این گفتمان و این جبهة فكری و این پروژه چیست، من اگر بخواهم به اختصار سخن بگویم از زوایای مختلف این مجموعة الهی و قدسی را اینگونه توصیف خواهم كرد:

1. به لحاظ گفتمان فكری و معرفتی، ما تكامل‌بخش و شتاب‌بخش گفتمان مجدد هستیم. گفتمان مجدد، گفتمان سومی است موازی با دو گفتمان دیگر، یعنی گفتمان سنتی متحجر، سنتی‌اندیشی متحجرانه و گفتمان بر باور متجدد. وجه اشتراك این دو گفتمان تقلیدی بودن تفكر آنهاست. در مقابل گفتمان متجدد غرب‌زدة مدرنیته‌مآب و مدرن‌مآب و در مقابل گفتمان متحجر متجمد سنتی راكد مقدس‌انگار هرآنچه از معرفت سلف مانده است، گفتمان سومی داریم به عنوان گفتمان مجدد كه می‌خواهد ذات دین را احیاء كند و از متن و حاق دین معرفت تولید كند و نواندیش است و البته نوگرا نیست، كه گفتمان متجدد نوگرا است.

ما نواندیش هستیم، روش نو، فكر نو، غایت نو، اما برآمده از مبانی و براساس منطق معتبر در فهم دین. از لحاظ گفتمان معرفتی خصیصة پژوهشگاه مجدد بودن هست. نه سنتی هستیم و نه متجدد غرب‌زده. به یك اندازه هم با این دو جریان فاصله داریم. هرچند در مقام عمل ممكن است كه با آن دو به نحو مساوی و یكسان عمل نكنیم اما از حیث فاصلة معرفتی با هر دو به یك اندازه فاصله داریم.

2. به لحاظ گفتمان سیاسی و تفكر سیاسی، پژوهشگاه به گفتمان انقلاب تعلق دارد. این پژوهشگاه از آن انقلاب است، انقلاب بیست‌ودو بهمن و نه هیچ مناسبت دیگر و نه پیش و پس از آن. جریان انقلاب، پیش از آن شفاف نبود و پس از متشتت است. آن واقعه‌ای را كه در بیست‌ودوم بهمن متبلور شد و در وجود مبارك عبد صالح الهی حضرت امام متجلی شد، آن را گفتمان سیاسی خودمان می‌دانیم و به لحاظ تفكر سیاسی خودمان را به حاق انقلاب و متن آن متعلق می‌دانیم. پژوهشگاه یك دستگاه صرفاً انقلابی است. پژوهشگاه جناحی نیست. بر اركان و اسس انقلاب متكی و ملتزم است و طبعاً كسی كه به این اركان ملتزم نباشد در پژوهشگاه نمی‌تواند تنفس كند، چون غلبه با این تفكر است. ما به جوهر اسلامیت انقلاب و نظام پایبندیم و متعصبانه هم پایبندیم. به جهت و خصوصیت جمهوریت انقلاب و نظام معتقدیم، عمیقاً و پیوند اسلامیت و جمهوریت را متبلور و متجلی در عنصر ولایت می‌دانیم و عنصر ولایت را یا برآیند و برآمد اسلامیت و جمهوریت هر دو می‌دانیم، یا نقطة تلاقی این دو كه از آن حكومت جمهوری اسلامی پدید آمده است. تفاوت دیگر حكومت‌ها ممكن است در این باشد كه مثلاً سعودی‌ها معتقدند حكومتشان دینی است و طالبان هم مدعی بود می‌خواهد حكومت دینی برپا كند و می‌گفتند ما اسلامی هستیم. عده‌ای هم از دموكراسی‌ می‌زنند، اما آنچه فرق فارق بین تفكر انقلابی ما و نظام ما با همة شعارها و الگوهای حكومتی و سیاسی است، در جوهر ولایی آن است. معتقدیم در عرصة سیاست، مثل عرصة عقیده ولایت جوهر مسئله است، یعنی در كلام به امامت قائل هستیم، در فقه هم به امامت قائل هستیم. آن حدیثی كه ركن پنجم را ولایت می‌داند اما مقدم بر همة اركان، همان ولایت سیاسی است، به قرینة اینكه بر عناصر عملی و رفتاری اشاره كرده است. دیگر عناصری كه مورد توجه بوده است حوزة عمل بوده و ولایتی كه آنجا گفته می‌شود ولایت كلامی و عقیدتی محض نیست، ولایت سیاسی است كه ركن پنجم و آن چیزی است كه در بین آن پنج ركن به اندازه‌ای كه به آن ركن ولایت ندا شده است و فرا خوانده شده‌ایم، نسبت به چهار عنصر و ركن دیگر فرا خوانده نشده‌ایم.

دستگاه پژوهشگاه مطلقاً غیرجناحی است. ما مایل نیستیم كسی در حوزة سیاسی و جناحی تند به هر سو كه متمایل باشد عمل كند.

3. به لحاظ هویت، با افتخار می‌گوییم تشكیلات ما ایدئولوژیك است. اینكه می‌گویند علم ایدئولوژیك نمی‌شود حرف گزافی بیش نیست. نه با واقع تطبیق می‌كند و نه هیچ فلسفة علمی می‌تواند این را اثبات كند. پس به لحاظ هویت پژوهشگاه یك دستگاه ایدئولوژیك نیز هست و اگر پنهان می‌كنند، یا جاهل هستند، یا دروغ می‌گویند، ما صادقانه می‌گوییم كه تشكیلات ما یك دستگاه علمی ـ ایدئولوژیكی است. ما از یك ایدئولوژی پشتیبانی می‌كنیم، چون متدین هستیم و دین داریم و دستگاه ما دینی است.

ایدئولوژی ما همان ایدئولوژی اسلام شیعی و اسلام ناب است. همانی است كه در تفكر و تولیدات معرفتی استاد مطهری متجلی شده است. ایدئولوژی ما ایدئولوژی استاد مطهری است. ما راه استاد مطهری را تعقیب می‌كنیم.

استاد مطهری را ما الگوی فكری و معرفتی و ایدئولوژی خود می‌دانیم. آنگاه كه رهبری اندیش‌ور و دانشمند و فرهیختة انقلاب ارشاد كردند به تأسیس این پژوهشگاه، الگوی ما را استاد مطهری تعیین كردند، هرچند كه پیش از آن هم غالب ما شیعة فكری استاد مطهری بوده‌ایم و به اندیشة او ملتزم بوده‌‌ایم و مكرر این موضوع را ایشان به لسان‌های مختلف یادآور شده‌اند و یك نوبت هم ایشان فرمودند كه من علاقه‌مند هستم پژوهشگاه استاد مطهری قم و تهران هردو باشد. یعنی استاد مطهری مولد معرفت و استاد مطهری پاسخگوی نیاز فكری در صحنه. پژوهشگاه اینگونه است.

4. به لحاظ رسالت، پژوهشگاه به اقتضای اینكه به جریان گفتمان مجدد تعلق دارد مولد فكر و معرفت است. ما از مجموعة حلقاتی كه در پیوند با هم یك سامانة فكری را مدیریت می‌كنند و تمام می‌كنند، یعنی حلقة مولد، حلقة مبدل، حلقة موضع و حلقة مصرف‌كننده، ما سرحلقه هستیم، یعنی پژوهشگاه دارای نقش تولیدی است. ما در مقام تولید معرفت جایگاه تعریف‌شده‌ای داریم و بنای ما هم بر این است كه در چارچوب همان سیاست یا خط‌مشی یا گفتمان مجدد بودن، مولد معرفت باشیم و در این مسیر هم تلاش كرده‌ایم.

اكنون كه در آستانة هفدهمین سال تأسیس پژوهشگاه قرار گرفته‌ایم سرفرازیم، من شخصاً به رغم اینكه راضی نیستم، خشنود هستم، چون هیچ كم نگذاشته‌ایم و به تعبیر ساده و عامیانه همت و تلاش و كار كرده‌ایم، اما هنوز كه هنوز است در اول راه هستیم و نوسفریم، اما موفق بوده‌ایم. طرح‌هایی كه به همت و تفكر دوستان تدبیر شده است، دارد جواب می‌دهد. طرح تمحض جواب دارد می‌دهد. الان در پژوهشگاه با فاصلة كمی كه از مبدأ این تصمیم به پیش آمده‌ایم ما افراد درخور توجهی كه طرح تمحض، مدیریت علمی موسوم و نامبردار به طرح تمحض در آنها محقق شده است داریم و افرادی كه در چارچوب تمحض خودشان امروز در كشور نامور شده‌اند و صاحب نظری هستند كه صاحب نام هم شده‌اند یا در شرف صاحب‌نام شدن در حوزة تمحض خودشان هستند.

5. به لحاظ مدیریت. آنچه من تصور می‌كنم و گاه بعضی از دوستان می‌گویند كه من خیلی جلسه‌ای هستم. نقل شده است كه استاد مصباح گفته‌اند كه آقای رشاد علامة مجلسی است، چون خیلی جلسه و مجلس تشكیل می‌دهد. جهت آن هم این است كه من به عقل جمعی ایمان بیش از شخص خودم دارم و من معتقدم تصمیم جمعی بهتر جواب می‌دهد. اینكه جلسه زیاد تشكیل می‌دهیم می‌خواهم كه همة امور را جمع كنم. لهذا به لحاظ مدیریتی پژوهشگاه متكی به عقل جنبی است. شبكة تصمیم‌ساز و تصمیم‌گیر پژوهشگاه در تشكیلات ما الان حدود صد حلقه دارد، یعنی صد جمع در قالب شورای عالی و شورای تشكیلات پژوهشگاه و هیأت ممیزه پژوهشگاه و شوراهای اقماری و معین شورای عالی پژوهشگاه و شوراهای پژوهشكده‌ها و شوراهای گروه‌های علمی، شوراهای تحریریة مجلات، مجموعة اینها قریب به صد حلقة فكری، تصمیم‌سازی و تصمیم‌گیری هستند كه با هم و به اتكاء عقل جمعی تدبیر می‌كنند و برآیند آن تبدیل به برنامه، طرح و فعالیت می‌شود و كار پیش می‌رود. در تصمیم‌گیری‌ها متكی به عقل جمعی هستیم و سعی داریم در حوزة مطالعات هم مجموعه را به این سو ببریم. كارهای كلان جمعی كه الان در پژوهشگاه جریان دارد بسیار است. كلان‌كارها و كلان‌طرح‌هایی كه الان در پژوهشگاه تعقیب می‌شود كه متكی به عقل جمعی و كار جمعی است رو به توسعه می‌رود. ما چهار دانشنامه كار كرده‌ایم و پیش می‌رویم. مجموعه‌های دوره‌های تفسیری كه الان تعقیب می‌شود، دورة تفسیر تخصصی، تولید علوم انسانی از قرآن و اخیراً ادامة كار مرحوم آیت‌الله معرفت و سایر كارها و مجموعه‌‌ها و كلان‌طرح‌هایی كه در جریان هستید در كنار تك‌نگاری‌ها در حال تولید است، اینها نیز سرآغازی هستند برای الگو قرار دادن روش‌های جمعی و كارهای جمعی در تولید معرفت.

در عین حال در این سازمان، به لحاظ مناسبات رفتارسازمانی هم چارچوب را حقوق اخلاق به طور موازی لحاظ می‌كنیم. ذهنیت و تصور من این است كه ما در مقام تنظیم مناسبات همكاران با یكدیگر به دو بال حقوق و اخلاق متكی هستیم. یك جایی بر مقررات اصرار داریم، در جایی باید به ارزش‌های اخلاقی ملتزم باشیم، سعی می‌كنیم بین این دو بازو و این دو بال و این دو چارچوب جمع كنیم و تصمیمات معطوف به مناسبات و روابط اداری را تدبیر كنیم. همة اینها بر اخلاص و انگیزة درون‌خیز و ایمانی متكی است، یعنی عنصر ایمان، اخلاص و ارزش‌هایی كه برانگیختگی‌هایی درونی ایجاد می‌كند در پژوهشگاه به شدت قوی است. با اطمینان عرض می‌كنم هیچ دستگاهی را در كشور من نمی‌شناسم كه جمعی مخلصانه‌تر از پژوهشگاه در آن اجتماع كرده باشند، دست‌كم در نوع خود، یعنی در حوزة فكر و فرهنگ و معرفت و كارهای علمی. من نخواسته باشم روی كلام حضرت امام(ره) كه از بسیج به لشكر مخلص خدا یاد كرد حرفی زده باشم. در قلمرو كاری خودمان با اطمینان عرض می‌كنم دستگاهی این‌همه مخلص با انگیزه‌های درون‌خیز و از درون برخاسته و متكی به ایمان و جبهه‌ای‌اندیش كه همگی قلمرو فكر را و دفاع از دین را یك جهاد بیانگارند در كشور سراغ نداریم.

جمع بسیار بااخلاصی جمع شده‌اند، درنتیجه مدیریت ما این عنصر را به عنوان جوهر رفتار قلمداد می‌كند. در تصمیماتی كه می‌گیریم این مسئله مغفول نیست و سهمی برای این خصیصه در جمع همكاران قائل هستیم.

6. به لحاظ غایت. می‌خواهم در این خصیصه بگویم چه خواهیم شد انشاءالله. سند چشم‌انداز افق بیست‌سالة پژوهشگاه می‌گوید كه پژوهشگاه در یك سیر منطقی پرشتاب و مدیریت‌شده و معقول، دوراندیشانه و در عین حال واقع‌نگر می‌رود كه در بازة زمانی پذیرفته و متناسب در افق ملی، اولین دستگاه مولد معرفت در گفتمان مجدد قلمداد شود و در افق جهانی و در مقیاس جهانی یكی از معدود موسساتی كه مولد معرفت دینی هستند انگاشته شود. این چشم‌انداز ماست و به این سمت می‌رویم.

اكنون همكاران ما بدانند حدود 170 اثر ما ترجمه شده یا در شرف اتمام ترجمه است. اینها به غیر از آثاری است كه در كشورها و مؤسسات مختلف و خصوصاً در قالب مقاله از ما به زبان‌های گوناگون ترجمه شده است. آثار ما به حدود ده زبان در حال ترجمه است و ما از نقاط مختلف جهان می‌شنویم كه آثار ما به زبان‌های مختلف، در مجلات و مؤسسات مختلف ترجمه می‌شود و به صورت كتاب منتشر می‌شود. و جبهه‌ای را كه ما در مقیاس جهانی باز كرده‌ایم، ما آگاهانه و با یك خودآگاهی تاریخی در حال حركت هستیم و دقیقاً می‌دانیم كجای تاریخ ایستاده‌ایم و این نه غرور است و نه خودفریفتگی است. ما خود را از هم‌اكنون جزء تاریخ معرفت می‌دانیم و برای خودمان جایگاهی در تاریخ معرفت و تاریخ علم قائل هستیم. به لطف الهی و عزم جازم همكاران و همت بلند ایشان و اخلاصی كه دارند و به اتكاء سرمایة نفس قدسی رهبری كه این مجموعه را تأسیس كرده است ما عازم هستیم و قاطع هستیم. توكل به ساحت الهی و توسل به ذیل عنایات اهل بیت و اولیای الهی داریم كه در آینده‌ای نه چندان دور به یك موسسة عظیمی كه جزء مؤسسات شاخص تولید معرفت نو در قلمرو دین قلمداد بشود بدل شویم و این هم شدنی است و هم چندان دور نیست. اینگونه نیست كه بگوییم نسل كنونی پژوهشگاه این جایگاه را مشاهده نخواهد كرد. انشاءالله همین نسل خواهد دید كه تشكیلات پژوهشگاه كه یك جبهة فرهنگی و معرفتی شناخته‌ای است در مقیاس جهانی هم جایگاه خاص خود را انشاءالله احراز خواهد كرد.

و این همه به همت و حمیت و حمایت و هوش و دقت و ذكاوت و كوشش و تلاش و تدبیر و توكل و توسل و زحماتی كه دوستان متقبل شده‌اند و رنجی كه برده‌اند حاصل آمده است.

شما جمع همكاران عزیز به تعبیر عامیانه در تاریخ علم و در جریان تاریخی تولید معرفت نو اسلامی در جهان مجموعة بزرگی هستید، نه به عدد، به كمیت نه بلكه به كیفیت. هرچند كه به كمیت هم كم نیستیم، ما علاوه بر جمع همكاران كه به عنوان مدیران و اعضای هیأت علمی پژوهشگاه مشغول هستند كه در قیاس با دیگر مؤسسات به لحاظ كمی هم بیشتر از دیگر مؤسسات هستیم، به لحاظ كیفی هم از حیث رتبه و ارتقای مراتب علمی در مقایسه‌ای كه از مجموع مؤسسات مرتبط با دفتر رهبری، سال گذشته، جدولی كه تهیه شد همه به لحاظ عدد و هم به لحاظ سطح علمی از همة دستگاه‌ها بالاتر بودیم. جدولی كه از بین چهل پنجاه دستگاه مرتبط با دفتر رهبری تهیه شده بود.

اما علاوه بر این جمع استخدامی پژوهشگاه ما با صدها نفر پیوند كاری داریم كه بعضی از افرادی كه تنها برای ما تك‌نگاری می‌كنند به اندازة یك عضو تمام‌وقت اثر چاپ كرده‌اند و این افراد متعدد هستند و ظرف دو سال اخیر كار آموزشی كه در رشته‌های تخصصی كه آغاز شده و فعلاً حوزوی است و بعد انشاءالله دانشگاهی هم خواهد بود این جبهه باز خواهد شد و جمع كثیری از نیروهای فكری نسل آیندة جهان اسلام كسانی خواهند بودند كه در بستر علمی و سازمانی كه شما پدید آورده‌اید تربیت خواهند شد و پژوهشگاه به یك واقعیت معرفتی و فكری در تاریخ جهان اسلام بدل خواهد شد، انشاءالله.

به همین جهت اجازه بدهید به جای اینكه از مدیران، از اعضای هیأت علمی و از كاركنان تشكر كنم، صمیمانه و خالصانه از خانواده‌ها تشكر كنم. از همسران، دختران، پسران و فرزندان ارجمند همكارانمان و پدر مادر همكارانمان جوان‌تر كه همچنان با پدر و مادر زندگی می‌كنند. و البته ما هم كه پیر شدیم همچنان احساس نیاز به وجود مادر و پدر را داریم. اگر حتی هیچ كاری از آنها برنیاید و تنها روی تخت افتاده باشد.

انشاءالله هر كسی در این جمع پدر و مادر دارد و نعمت پدر و مادر برخوردار است خداوند طول عمر عنایت كند و هر كسی كه از نعمت پدر و مادر مرحوم است خداوند آنها را با اولیاء خود محشور كند.

به هرحال این همسران و فرزندان و اعضای خانواده هستند كه با فضاسازی و ایجاد زمینه و فراهم كردن زمینة روحی خوب و تأثیرگذار این امكان را به وجود آورده‌اند كه جمع همكاران ما با نشاط در محیط كار حضور پیدا كنند. اینكه من می‌بینیم گاهی بعضی از دوستان هفت صبح می‌آیند و ده شب می‌روند، هشت صبح وارد می‌شوند و در كتابخانه هستند و احیاناً فقط برای نماز و ناهار از كتابخانه خارج می‌شوند و ده شب به خانه می‌روند. این نیست، جز اینكه پشتوانة روحی خوبی در خانه دارند. اگر نه كه می‌گفتند ساعت اداری تمام شد به خانه برویم.

دوستانی داریم كه بعضی روزها وقتی می‌رسند بچه‌های آنها خواب هستند و گاه طی بیست‌وچهار ساعت با فرزندانشان هم‌كلام نمی‌شوند. وقتی من مشاهده می‌كنم كه یك عضو هیأت علمی موظفی خود را پیش می‌برد و از برنامة خود عقب نیست و در عین حال دو سه مدیریت علمی را هم تصدی می‌كند و موفق هم پیش می‌برد. این نشان می‌دهد كه این فرد فوق‌العاده كار می‌كند.

من وقتی عنوان سال اعلام شد، هرچند برنامه داریم در كار علمی روی برنامه می‌كنیم و هم در برنامه‌های خود به طور مضاعف تصمیم‌گیری كردیم كه امسال كارهای بیشتری انجام بدهیم. اما بنده اگر با آقا صحبت كنم عرض خواهم كرد كه من و بسیاری از دوستانمان اگر احیاناً در همت كم گذاشته باشم، در كار مضاعف من هیچ احساس نمی‌كنم كم كار كرده باشم. قطعاً از این حیث هیچ بدهكار نیستم و كار مضاعف را در این سی سال انجام داده‌ام و بسیارند همكاران ما در پژوهشگاه كه چنین هستند. امسال برای ما سال كار مضاعف نیست، همه سال برای بسیاری از دوستان ما سال كار مضاعف بوده و از این پس هم خواهد بود. با این‌همه بعضی از دوستان ما گفته‌اند كه ما مثلاً‌ سی درصد بیشتر از سال پیش كار می‌كنیم.

پیشنهادی را معاونت امور پژوهشی مطرح می‌كردند كه ما برآورد بدهیم كه بگوییم آنچه كه در موظفی دوستان هست و آیین‌نامه از آنها مطالبه می‌كند ما از همكاران بخواهیم درصد درخور و قابل توجهی و فراخور توان و جایگاهشان، امسال كار مضاعف بكنند.

به هر حال این همه با همت و تلاش دوستان فراهم شده و این همت‌ها و این نشاط‌ها و این روحیة خوب و مثبت همه مرهون زمینه‌های مساعد روحی است كه خانواده‌های محترم برای همكاران ما ایجاد می‌كنند.

من از یك‌یك مدیران پژوهشگاه تشكر می‌كنم. من بسیار بسیار آدم خوش‌شانسی هستم. بارها با خدا دعوا می‌كنم، گاهی می‌گویم من را از رو بردی، این‌قدر كه من كسری و كاستی دارم و بد هستم اما تو مرتبط خدایی می‌كنی. به دلایل خوبی‌هایی كه در حق من بد كردی تو خدایی، تو جز خدا نمی‌توانی باشی. او یكی از امتیازاتی كه به من در گذشته و حال داده همكاران و دوستان خوب بوده. جمع یك‌چنین مجموعه‌ای زبانزد است. از حضرت آقا كه بارها فرموده‌اند و گاهی به شوخی گفته‌اند از كرامات فلانی این است كه چنین جمعی را فراهم آورده است. همان ماه‌های اول ایشان به من پیغام داد كه از جمله خصوصیات و ویژگی‌های كاری كه شروع كردید همین است كه جمع خوبی جمع شده‌اند. مجموعه‌ای كه الان در پژوهشگاه هستند به جهات مختلف و از جمله جهات علمی هم استثناء هستند و این هنوز از نتایج سحر است. منتظر باشیم بین پنج تا ده سال دیگر انشاءالله خواهیم دید كه چه معجزة معرفتی و علمیی در پژوهشگاه رخ خواهد داد و چه جمع تأثیرگذاری در پژوهشگاه شكل خواهد گرفت. انشاءالله.

من از محققان و اعضای هیأت علمی و مدیران تشكر می‌كنم. از همگی كاركنان تشكر دارم. من از هیچ كارمندی ناراضی نیستم. البته طبعاً افراد با هم متفاوت هستند و صحیح نیست كه بگوییم همه یكسان هستند. اما اگر از كسی ناراضی بودم قطعاً سخت بود كه او را تحمل كنم. گرچه كن حق ندارم رضایت شخصی خود را اعمال كنم اما به تصور این كه رضایت من براساس اصول صورت می‌بندد و شكل می‌گیرد، از این جهت از همه دوستان در پژوهشگاه راضی هستم. من جمع پژوهشگاه را به راستی اهل خودم می‌دانم. یعنی من اگر یك وقت در قنوت دعا می‌كنم از شما به عنوان اهلم یاد می‌كنم. به سه اهل نیت می‌كنم، به عنوان اهل نسبی و سببی یك دعا می‌كنم، اهل پژوهشگاه و اهل حوزه را یك دعا می‌كنم. برای سه خاندانم دعا می‌كنم.

در هر صورت من از جمع شما راضی هستم و خیلی خوشحالم كه با شما كار می‌كنم و از شما ممنون و از شما تشكر می‌كنم.

امروز كه جوایزی به جمعی از مدیران و كاركنان داده خواهد شد معنی این جوایز این نیست كه باقی برخوردار از رتبه‌‌ای و درجه‌ای از صلاحیت برای اخذ جایزه نبوده‌اند، بلكه به این معناست كه این نفرات به نمایندگی از همة شما جایزه دریافت می‌كنند.

اعطاء جوایز كه در سالی كه به اعتبار شاخص‌های علمی جایزه می‌دهیم و چه در سالی كه به اعتبار شاخص‌های كاری و مدیریتی و اجرایی كه امسال از آن جمله است، این جوایز جنبة نمادین دارد و اعطاء جایزه به زبان عام اظهار تشكر از همه شماست. ما با دادن جوایز از همه شما تشكر می‌كنیم.